ميرزا حسن حسينى فسايى

1284

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

قصب خود عمر فرسايد به گل خورشيد اندايد * كند گر با ذراع پود و تون مهتاب پيمائى بلى گر بر جناب درگه جم التجا آرى * در دل بر رخ هر عقده و اشكال بگشائى مگر جام جم از يك قطره يعنى چشمه حيوان * چو من برهاندت جاويد از ظلمات دروائى به دست آرى كماهى نسخه ماهيت اشياء * گرت با حد جام جم فتد روزى شناسائى بياموزندت آدم‌وار درس علم الاسماء * شوى گر جام جم را در دبستان الفبائى شفاى جهل جو ، گو از كه از قانون جام جم * اگر قسطاى بن لوقائى و گر پور سينائى كنم يك داستان از باستان گو از كه هم از جم * كه از آن داستان چون باستان بر هربد اقرائى به شرط آنكه چون مردان به گوش هوش بنيوشى * و گرنه خود چو زنديقان ره الحاد پويائى كه جام جم به گاهنبار « 1 » كرد اشكرف كيهان را * به كيش زند و آن جم كرد زردشتى و استائى سه قرقف از سه خط جام خواندى صاحب صابى * كه انگليان دل بودش به اقنوم نصارائى به مدين شيد جم بر طور سينا تافت موسى را * ز نار وادى ايمن ز نور طور سينائى كه مىبرد آب و تاب آفتاب عالم‌آرا را * گهى اشراق خورشيدى يد و بيضاى موسائى سخن كز وحى يعنى از سروش جام جم خيزد * چه نص من رآنى « 2 » چه حديث يا حميرائى « 3 » نه ايسا « 4 » بود و نه زرهون « 5 » نه عيسى و نه انگليان * كه جم مىخواند بر كيهان ز جام استاى « 6 » ياسائى « 7 »

--> ( 1 ) . در متن : ( كاهينار ) . ( 2 ) . در حاشيه نوشته شده است : من رآنى فقد راى اللّه . ( 3 ) . در حاشيه نوشته است : حميرائى يعنى كلمينى يا حميرا . ( 4 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است : كتاب ابراهيم . ( 5 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است : نام ابراهيم . ( 6 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است : ستايش . ( 7 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است : قانون .